![]() |
![]() |
|
|
به نام خدا راستی هیچ وقت به کلماتی که این روز ها در مجلات و روزنامه ها راجع به مناطق فرسوده نوشته شده است توجه کرده اید و آیا هرگز خواسته اید تا از این اماکن دیداری داشته باشید؟! تن فرسوده این دیوار ها که روزگاری بس شگفت انگیز و زیبا بوده است چرا این گونه در پی گذر زمان تکیده و درمانده شده است که نه نیاز به بازسازی بلکه تجدید بنا پیدا کرده است.اگر قلمی و دوربینی در دست بگیرید و برای یافتن شگفتی ها پای جلو بگذارید در کوچه های تنگ و پیچ پیچ تنها دیوار های بلند با آجر کاری های زیبا می بینید،در های بسته و خاک گرفته که راهی به درون ندارند تا بتوان از این شگفتی ها پرده بر دارید و با آن ها سخن بگویید. یا ترکشان کرده اند و یا ویرانه را به خاک مبدل ساخته اند و دیگر اثری از آن ها نیست،مگر در ذهن گذشتگانی که هنوز حیات دارند و می توانند در افکارمان دوباره آن ها را بازسازی کنند. اما با آشنایی در پی آدرس،دری را یافتیم که فشار زمان را تحمل کرده بود و با رنگی و نقشی خویش را به فراموشی نسپرده بود،پس در کنار آشنا،کوبة آن را به صدا در آوردم. پس از باز شدن در،در میان راهروی 6 گوش خویش را یافتم که با سکوهایی در اطراف دیده می شد. ما نیز به حیاط بیرونی داخل شدیم در طرف چپ حیاط ایوانی با پیچک های زیبا پوشیده بود تا خرابی ها را بپوشاند.
طاق به سبک بنایی طاق خفته راسته (1) ساخته در ها در بالا با شیشه های رنگی به طور زیبا و به سبک قواره بری (2) دور هم گرد آمده بودند. در این محل طاق ها ترک برداشته بودند و با شمع های چوبی آن ها را سر پا نگاه داشته و کوشش شده بود تا در های ورودی چوبی که به سبک گره سازی با قطعات کوچک چوب ساخته شده بود زیبائی خود را تا اندازه ای حفظ کنند. در قسمت زیر زمین وسطی پنجره کاشی کاری شده مشبک نور را به آن جا هدایت می کرد. و در قسمت شمال حیاط قرار داشت.رنگ آبی فیروزه ای این کاشی کاری،زیبائی خاصی به آن جا بخشیده بود.
1- زمرشیدی حسین- معماری ایرانی (اجرای ساختمان با مصالح سنتی)-تهران-انتشارات زمرد-چاپ هفتم-تابستان 1364-صفحه 204 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:33 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 18:28 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 18:21 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 18:14 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 18:1 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 18:20 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 2:25 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 2:18 توسط المیرا میرزائی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:20 توسط المیرا میرزائی |
|
|
به نام خدا در چشمه های دور دست تفکراتم به علایق دست نیافتنی می رسم،می کوشم تا آنچه را که در ذهن دارم به صورت فعل در آورم و امروز روز،به تاریخ گذشته و ابنیه باقی مانده می رسم. در کوچه پس کوچه های کتاب ها و نقشه ها به بنائی در شهر قزوین می رسم که مرمت شده و کاربرد جدیدی را در بر گرفته است.
در انتهای شهر در محلات قدیمی آن کوچه ای را یافتم که مسجدی زیبا در نبش آن دیده می شد. در طرف دیگر دری بزرگ که ورودی حمام قجر بود،پشت بامی تقریباً هم سطح کوچه داشت. درب ورودی دیگری که در پشت ساختمان قرار داشت و ما را به داخل راهنمایی می کرد. پله های پیچ در پیچ نشان دهنده افکار معمار چیره دست بود که خروج هوای گرم و دید را مانع می شد. سالن بزرگ در یک طرف، گرم خانه ای به نام "جهنم" و در طرف دیگر خزینه آب گرم و سرد و در میان آب ولرم دیده می شد.
به هر طرف که نگاه می کردی سوال تازه ای داشتی که پاسخ آن براستی شگفت انگیز بود. حمام های کوچک و دوش آب روان امروزی را نمی توان حتی لحظه ای با این سالن های پیچ در پیچ و گرم کننده های مدرن را با دیگ های بزرگ هفت جوش که آب در آن گرم می شده است مقایسه کرد. به حوض خانه یا بینه که می رسیم در واقع در اصلی حمام با چرخشی به این محل باز می شود. حوضی زیبا در میان،و در اطراف شاه نشین ها. این قسمت حمام از سقف نور می گرفته که به صورت گنبدی ساخته شده است و با شیشه هایی پوشیده شده بود.
حوض زیبای آبی رنگ،امروزه مهمانان را بدور خود جمع می کند و کاربردی تازه را ایجاد کرده است.
"پلان حمام"
منبع: میراث فرهنگی و گردشگری استان قزوین اینترنت
المیرا میرزائی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 16:14 توسط المیرا میرزائی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
"معماری سخنی ایست از نهان به برون"
(تمامی مطالب و عکس ها متعلق به نویسنده می باشد.) |
|
RSS
|